یه روزی از دیدن پلیس خوشحال می شدیم ، یه روزی از اینکه دختر جوونمون تنها بیرون بره نمی ترسیدیم به امید اینکه پلیس حافظ جان و مال مردم !
نمی دونم اون روزها کجا رفتند ، اما از ما فاصله گرفتند ، یه روزی شاید از ترس اراذل و حرف های رکیک اونها از بعضی خیابان ها عبور نمی کردیم اما امروز از ترس اینکه عزیزی از نیروی انتظامی از رنگ مانتومون خوشش نیاد و حرف هایی که حتی رغبت نمی کنم دوباره به زبون بیارم را نثارمون کنه باید راهمون را کج کنیم !
دارم به این فکر می کنم که دیگه گرونی وجود نداره ، طرح جمع اوری کودکان خیابانی تمام شده ، وضع مالی دزدها خوب شده و قاتلان ارشاد شدند و الان تنها جمع اوری زن های خیابانی و بدحجابی مشکل جامعه ی ما بود که به امید خدا نیروی انتظامی از پس این مورد هم به خوبی موارد قبلی بر می اید ..!
عزیزی از نیروی انتظامی می گفت : تنها درصد کمی در این طرح سلیقه ای برخورد می کند ، درصد کم ؟
درصد کم یعنی بیش تر از ۷۰ درصد اما نمی دونم که این عزیز اطلاع داشتند که همکارای محترم شون کیف دختران مردم را در اذهان عمومی بازرسی کردند و اجازه ی گفتن هر کلمه ای را به خود داده اند یا نه ؟
شب قبل که داشتم شعرهای کودکی را بعد از مدت ها مرور می کردم ، فهمیدم که به فاصله ی سال هایی که بزرگ شدیم از پلیس دور شدیم ... اما انصاف ! عزیزان ما در نیروی انتظامی زحمت بسیاری میکشند و شاید تنها دلیل نوشتن این مطلب همین بود که برای چندمین بار بگیم :ما جدای از ملت نیستیم
ما هم به دنبال امنیت هستیم ، ما هم ایران مان را دوست داریم و شاید خیلی از مشکلات و هنجارهای به وجود امده را پذیرفته باشیم و با خوب و بد عزیزان مان در راس کار ساخته باشیم .... پس این حق ما مردم نیست .
طرحی که تنها ایجاد رعب و وحشت بکند و دولت به قوه قضاییه واگذار کند و رییس قوه قضاییه مخالفت خود را با این طرح اعلام کند و این طرح روند خود را ادامه دهد ... چه هدفی را دنبال می کند ؟
گوشه به گوشه ی این کره خاکی ادم ها دنبال برقراری صلح و دوستی هستن اما تو ایران ما ، ما مردم حتی از نیروی انتظامی خودمون هم فراری هستیم .. و این تاسف انگیز !
و اما ما مشتاقانه منتظر روزی هستیم تا دوباره از دیدن هم در کوچه پس کوچه های تهران بزرگ خوشحال شویم ... !
و اخرین جمله اینکه : امیدوارم این فاصله را بیش تر نکنیم !
